آشنایی با بهترین زمان خرید سهام
بهترین زمان خرید سهام

انتخاب زمان فروش سهام، کار بسیار سختی است. زیرا بیشتر افراد به هنگام گرفتن تصمیمات معاملاتی، هیجانی عمل می کنند. ترس و طمع، عمده ترین احساسات مخرب معامله گران در زمان فروش سهام است. توانایی کنترل این احساس ها، کلید اصلی تبدیل شدن به یک معامله گر برتر به شمار می رود. مثلا اگر پس از خرید، سهم افزایش قیمت ۱۰% را تجربه کند و دوباره با وقوع یک موج صعودی، به ۲۰% بالاتر از نقطه ورود هم برسد، بسیاری از افراد حاضر به فروش سهام خود نیستند، زیرا حس می کنند یک افزایش قیمت نجومی در پیش است و در زمان فروش سهام، پول هنگفتی را از دست می دهند! چنین وضعیتی از طمع نشات گرفته و اینکه آن ها در خیال خود می پندارند که مالک یکی از برترین سهام بازار هستند. در طرف مقابل هم تقریبا چنین شرایطی وجود دارد. چون نسبت به سهام تعصب داشته و از پذیرش اشتباه و زیان، واهمه دارند، حتی با افت قیمت و برقراری روند نزولی هم از معامله خارج نمی شوند.
بهترین زمان خرید سهام
این روش بیشتر در میان معامله گران ارزشی رواج دارد. نکته مهم در استفاده از این استراتژی، ارزش گذاری سهام با استفاده از نسبت های رایج در تحلیل بنیادی مانند نسبت قیمت به درآمد، قیمت به ارزش دفتری یا قیمت به فروش است. سپس در صورتی که قیمت، کمتر از ارزش واقعی باشد، سرمایه گذار اقدام به خرید نموده و رسیدن قیمت به سطح ارزش واقعی، نقطه خروج محسوب می شود. یکی از مهم ترین مزایای این روش، خرید نکردن به هنگام وجود حباب قیمت ها است. این استراتژی یک نقطه خروج از پیش تعیین شده محسوب می شود. مثللا، یک سرمایه گذار، سهام شرکت وال مارت را با نسبت قیمت به درآمد ۱۳ خریداری می کند.
بررسی اطلاعات تاریخی شرکت نشان می دهد، میانگین ۵ سال اخیر نسبت قیمت به درآمد برای این سهام، ۱۵٫۸ بوده است. با فرض اینکه عدد میانگین به دست آمده برای این نسبت، نشان دهنده ارزش واقعی شرکت بر اساس این شاخص باشد، رسیدن به این سطح، نقطه زمان فروش سهام محسوب می شود. بنابراین می بینیم که بر اساس یک روند مشخص و فرضیه ای به نسبت معقول، می توان منطقی سرمایه گذاری کرد.
فرض کنید شما به عنوان تحلیلگر، صورت های مالی یک شرکت را بررسی کرده اید و سود را در سناریوی کارشناسی ۲۰۰ تومان براورد کرده اید و با توجه به ارزش یابی سهام براورد می کنید قیمت به محدوده ۱۰ هزار تومان برسد، تحلیل شما، به شما کمک می کند اگاهی بیشتری از مسیر سرمایه گذاری داشته باشید، لذا اگر این سهم در مسیر رسیدن به قیمت مد نظر شما نوساناتی نیز داشته باشد از انجائی که شما مبتنی بر تحلیل دست به خرید زده اید، نگرانی ایی از این نوسانات نخواهید داشت، البته یک نکته بسیار مهم فراموش نکنید:
این که شما تحلیل کنید و این تحلیل به شما کمک کند افق سرمایه گذاری خود را بلند مدت کنید، خوب است، اما خوب تر و درست تر ان است که هیچ کسی توانایی پیش بینی اینده بلندمدت را ندارد، لذا همواره باید مفرضات و تحلیل خود را مرور کنید و ببینید دلائلی که به خاطر ان ها اقدام به خرید سهام کردید هنوز پابرجاست یا خیر، فرض کنید شما سهام شرکتی را میخرید که صادرات محور است و شما پیش بینی کردید نرخ محصول ان شرکت در روندی صعودی با شیب ملایم برای مثال از ۳۵۰ دلار به ۴۰۰ دلار می رسد، از سویی دیگر نرخ دلار نیز با شیبی ملایم در طول یک سال از ۱۵ هزارتومان به ۲۰ هزار تومان می رسد، تا زمانی که متغیرها و شواهد در راستای پیشبینی شما باشد، شما می توانید در سرمایه گذاری خود باقی بمانید، اما اگر طی یک اتفاق پیش بینی نشده، نرخ جهانی محصول به کف های تاریخی برسد و رشد نرخ دلار نیز متوقف شد، مفروضات تحلیل شما نیز دستخوش تغییر خواهد شد، لذا در این موقعیت تحلیل شما نیز باید تغییر کنید، به بیان دقیق، به تحلیل خود تعصب نداشته باشید، به درست بودن یا نبودن ان تعصب داشته باشید و مدام ان را انالیز کنید.
به عنوان مثالی دیگر، تحلیلگر بنیادی با استفاده از متغیرهای اثر گذار بر صورت های مالی شرکت، سود کارشناسی سهم را ۲۲۰ تخمین میزند و انتظار رسیدن قیمت سهم به ۱۵۰۰ تومان را در ۶ ماه آینده دارد. این سرمایه گذار چون با تحلیل سهم خریده است و اعتقاد رسیدن قیمت سهم به محدوده مورد نظر را دارد نگرانی بابت نوسان قیمت در بازه زمانی ۶ ماهه ندارد و در انتظار رسیدن قیمت سهم به محدوده ۱۵۰۰ برای فروش است و به همین دلیل بهترین زمان فروش سهم خود را می داند.
این استراتژی مختص افرادی است که به صورت مداوم مشغول پایش و تحلیل بازار هستند و فرصت های جدید را به سرعت کشف می کنند. در این روش باید همواره ریسک، بازده و شرایط سهام موجود در سبد سرمایه گذاری خود را بررسی کنید. هنگامی که در بازار یک موقعیت مناسب برای ورود مشاهده کردید باید به سرعت به پرتفوی خود مراجعه کرده و اگر سهامی دارید که انتظار خاصی از آن نمی رود یا شرایط بدتری نسبت به موقعیت جدید دارد، همه یا قسمتی از آن را جایگزین کنید. هدف اصلی، داشتن یک سبد سهام بهینه است.
این استراتژی خروج بسیار شبیه به روش اول است، اما اینجا زمانی فروش اتفاق می افتد که روند نامطلوبی بر امور داخلی شرکت حاکم شده باشد. در این روش خروج، سرمایه گذار بر اساس شاخص های بنیادی مشخصی چون وضعیت ترازنامه، نقدینگی و نسبت های پوشش بدهی، وضعیت شرکت را رو به افول ارزیابی می کند و به این نتیجه می رسد که روند رو به رشد شرکت، متوقف شده و زمان فروش این سهام، فرا رسیده است. مثلا فرض کنید سهام یک شرکت خدماتی که سوددهی بالا و مداومی دارد را خریداری کرده اید. تا زمانی که این روند برقرار است شما به خاطر سود سهام و ثبات فعالیت این شرکت، سهامداری می کنید. هنگام خرید، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام ۱ بود که به مرور زمان عملکرد شرکت افت کرده و این نسبت به ۱٫۴ رسیده است. در این حالت شما برای حفظ سرمایه خود، یک قانون برای خروج از سهم وضع می کنید. مثلا با خودتان قرار می گذارید که اگر این نسبت به کمتر از ۱ یا بیش از ۱٫۵ برسد، سهام خود را می فروشم. چون رسیدن این نسبت به هرکدام از آن اعداد، نشان دهنده اوضاع نامناسب بنیادی شرکت است و با این وضعیت، سرمایه شما در معرض خطر قرار می گیرد.
برخی از معامله گران، بر اساس میزان تحمل ریسک، نقطه خروج خود را تعیین می کنند. مثلا یک معامله گر در نظر می گیرد، اگر قیمت با توجه به حجم معامله، به سطحی برسد که زیان آن ۱۰% از کل سرمایه را دربربگیرد، سهام خود را به فروش رسانده و روی دیگر سکه نیز به همین صورت است. برای تعیین نقطه خروج با سود نیز از همین روش استفاده می شود. درواقع این استراتژی خروج، یک اقدام متوقف کننده ضرر است که در صورت افت قیمت، از اصل سرمایه و هنگام رشد سهام، از سود محافظت می کند. نکته اصلی در این روش این است که می توانید با ترکیب حداکثر درصد قابل تحمل ریسک خود، با میانگین درصد نوسانات تاریخی سهام به نقطه خروج بهینه، دست پیدا کنید.